|
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد و این منم زنی تنها در ابتدای فصلی سرد و یأس ساده و غمناک آسمان و ناتوانی این دست های سیمانی زمان گذشت زمان گذشت و ساعت چهار بار نواخت ساعت چهار بار نواخت امروز روز اول دی ماه است من راز فصل ها را می دانم و حرف لحظه ها را می فهمم
ادامه مطلب
زندگی قافیه باران است من اگر پاییزم تو بهاری و به اندازه ی باران خدا زیبایی...
به تنهایی یک چلچله در کنج قفس بند بند بدنم همه در حسرت یک پرواز است به پرواز نمی اندیشم به تو می اندیشم که تو زیباتر از هر پروازی...
چه ترسی بَرم داشت چه ترسی وقتی نگاھت معنای آغاز کتاب اولم بود و این قدر پتک لازم نیست جمجمه ام طاقت این ھمه را ندارد من اصلا ھیچ به فکر دستانت باش
گشت زدن که می روی ، جاده ها به آرامش می رسند وبغض عابران پیاده با تقاتق کفش های تو تنظیم می شود.
مرا به خاطر بیاورلحظه ای که دیگر در کنارت نیستم آن لحظه فارغ از وسوسه های دنیا در خیالاتم با یاد تو در آغوش گرمت لانه ای خواهم ساخت. تا هیچ کس حتی گذر ایام هم یاد و خاطره تو را از من نگیرد.
آشنایان را خبری از دل تنهایم نیست غم دل با که بگویم که کسی یادم نیست
آرام باش، توکل کن، تفکر کن، سپس آستينها را بالا بزن، آنگاه دستان خداوند را مي بيني که زودتر از تو دست به کار شده است. نهج البلاغه: امام علی (ع)
وقتی بغضم شکست و نفس هایم غرق شد در اندوه و تنهایی فقط سکوت با من بود گاه گاهی که تنم خسته از لحظه ها به سوی تلخ ترین مرداب زندگی کشیده می شد شب هایی که بالشم خیس می شد از اشک شبانه وحسرت فقط سکوت با من بود دیریست که با درده خود هم آشیان شده ام و هنوز سکوت با من است کاش به جای تو بر سکوت عاشق بودم.
می نویسم " د ی د ا ر " تو اگر بی من و دلتنگ منی... یک به یک فاصله ها را بردار.
می خواهمت چنانکه شب خسته خواب را می جویمت چنانکه لب تشنه آب را محو تو ان چنانکه ستاره به چشم صبح یا شبنم سپیده دمان آفتاب را بی تابم آنچنانکه درختان برای باد
هنوز بدرود نگفته ای دلم برایت تنگ شده است چه برمن خواهد گشت اگر زمانی از من دور باشی؟ هروقت که کاری نداری انجام دهی تنها به من بیندیش من در رویای تو شعر خواهم گفت شعری درباره چشمانت و دلتنگی...
کوله بارت بربند! شاید این چند سحر فرصت آخر باشد! که به مقصد برسیم بشناسیم خدا و بفهمیم که یک عمر چه غافل بودیم می شود آسان رفت می شود کاری کرد که رضا باشد او... ای سبکبال در این راه شگرف در دعای سحرت، درمناجات خدایی شدنت هرگز از یاد نبر... من جا مانده بسی محتاجم.
هزار خواهش و آیا هزار پرسش و اما هزار چون و هزاران چرای بی زیرا هزار بود و نبود هزار شاید و باید
اغلب فکر می کنیم چون خیلی گرفتاریم به خدا نمی رسیم اما واقعیت این است که چون به خدا نمی رسیم خیلی گرفتاریم.
تو که آهسته می خوانی قنوت گریه هایت را میان ربنای سبز دستانت دعایم کن
ای آنکه تویی زسوز جانم آگاه بر درگهت آورده ام از غصه پناه رسم است که تحفه ای بردوست دهند این تحفه ماست کوله باری زگناه
نگاهی در چشم هایم جا مانده بود ومن به دنبال صاحبش به هر کوچه سر زدم سال ها بعد من بودم و نگاهی که روی دستم مانده بود...
گفتی:برای همیشه، از همیشه، چند روز دیگر باقی مانده است؟ وگفتی: هرگز
نقطه چین ابر به کسانی که چتر ندارند حیف شد ! باران تو را خیس و پاره کرد ای کفش قرارهای عِاشقانه ام
تا روزی که بخواهی اگر اندک امیدی به فرارسیدنت باشد گرچه ناگوار آیدو سخت از خاطره ات بی تو باز می گردم.
کودک نجوا کرد خدایا با من حرف بزن
هنوز بدرود نگفته ای دلم برایت تنگ شده است چه برمن خواهد گشت اگر زمانی از من دور باشی؟
به یادبود لحظه هایی که می توانستی تمام شمعدانی ها را مهمان ترانه هایت کنی ضیافتی داری با همه هیچکس هایی که به دیدنت آمده اند به صرف یادهایی که تاریخ مصرفشان گذشته اگر شاعر نبودی می گفتم دیوانه ای
ستاره ها را می بینم هرشب با اینکه دورند و تو را در روز هم نمی بینم کاش ستاره بودی
ما که می ترسیم از هجرت دوست کاش می دانستیم روزگاری که به هم نزدیکیم چه بهایی دارد کاش می دانستیم حس دلتنگی هرروزغروب چه دلیلی دارد...
کاش بودی تا دلم تنها نبود تا اسیر غصه فردا نبود کاش بودی تا فقط باور کنی بی تو هرگز زندگی زیبا نبود
کنم هر شب دعایی کز دلم بیرون رود مهرت ولی آهسته می گویم خدایا بی ثمر باشد.
به باغ قسم بی تو باغچه ها دلتنگ و برگ ها هر سال رنگ پاییزند به باد قسم بی تو بید ها مجنون و سیب ها همه کال از درخت می ریزند.
می پرستمت می دانی؟
|
About![]()
من مداد کوچکی هستم در دست خدای نویسنده،که نامه ای عاشقانه برای جهان می فرستد
Homeدریچه ای رو به دوستی قلم صدای سخن عشق تنها حرم خدا گلشاخه نارنج دختر باران سکوت عشق ها بهشت قلب ها روزی...جوانی... ورود غیر عاشق ممنوع سکوت واژه ها دل تنهای من تنهایی نغمه باران جسته و گریخته از همه جا زندگی ضرب زمین در ضربان دل ماست ردپای خیال هستی سبز،سرخ،سکوت موسیقی آب مداد رنگی رهگذر آرام پرواز بر بال خیال تنهاترین عاشق Categories
می پرستمت |